تبليغاتX
ناگهان‌های بی‌سببی

درود. بیستم مهرماه روز بزرگ‌داشت حافظ است و همیشه برایم این پرسش بوده که آیا می‌شود روزی هم باشد که روز حافظ و فردوسی و نظامی و مولانا و سعدی و صائب و بی‌دل و خیّام و نیما و اخوان و سپهری و شاملو و فروغ نباشد؟! آیا می‌شود انسان، روزی را هم بدون ادبیّات پشت سر بگذارد؟! ظواهر کار نشان می‌دهد که برای ملیون‌ها ملیون ایرانی این طور است! و شاید جاهای دیگر!‏

اگر بزرگان کشور و دست کم مسئولان فرهنگی ما اندکی ذوق ذاشته باشند، باید در روزهایی که به نام این بزرگان است، باید با چرخ‌بال تمام شهرهای بزرگ و مراکز استان‌ها را گُل‌باران کنند و باور کنید این خواسته، آن چنان هم رویایی و دور از دست‌رس نیست! امّا... .‏

به هر روی، یاد این روز را با غزلی از خواجه‌ی شیراز، به سهم خودم گرامی می‌دارم. شاید بدانید که در شهرکرد انجمن حافظ خوانی برپاست و نزدیک چهار سال است که به صورت هفتگی، چهارشنبه‌ها، حافظ می‌خوانیم و «دِماغ را تر می‌کنیم!» به علاوه‌ی شاه‌نامه‌خوانی. این هفته، غزل 185 دیوان حافظ را می‌خوانیم؛ یعنی دست کم 185 هفته است که حافظ می‌خوانیم. غزلی را که انتخاب کرده‌ام، شاید فال شما هم باشد. بخوانید!‏

ز در درآ و شبستان ما منوّر کن                     هوای مجلس روحانیان معطّر کن
اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز                 پیاله‌ای بدهش گو دِماغ را تر کن!‏
به چشم و ابروی جانان سپرده‌ام دل و جان       بیا بیا و تماشای طاق و منظر کن‏
ستاره‌ی شب هجران نمی‌فشاند نور                 به بام قصر برآ و چراغِ مَه برکن
بگو به خازَن جنّت که خاک این مجلس،           به تحفه بر سوی فردوس و عود مِجمر کن
از این مُزوّجه و خرقه، نیک در تنگم               به یک کرشمه‌ی صوفی‌وشم قلندر کن
چو شاهدان چمن، زیردست حسن تواند            کرشمه بر سمن و جلوه بر صنوبر کن‏
فضول نفس، حکایت بسی کند ساقی!               تو کار خود مده از دست و می به ساغر کن!‏
حجاب دیده‌ی ادراک شد شعاع جمال                بیا و خرگه خورشید را منوّر کن
طمع به قند وصال تو حد ما نبُوَد                    حوالتم به لب ِ لعل هم‌چو شکّر کن
لب پیاله ببوس، آن گهی به مستان ده              بدین دقیقه دِماغ معاشران تر کن
پس از ملازمت عیش و عشق مه‌رویان           ز کارها که کنی شعر حافظ از بر کن!!!

+ نوشته شده توسط غلام رضای صفّار در یکشنبه 19 مهر1388 و ساعت 5:13 |

16 مهرماه، جشن مهرگان، یادگار پیروزی آفریدون بر ضحّاک اهریمنی تازی، خجسته باد!

به شما دوستان سفارش اکید می‌کنم درباره‌ی چند و چون این جشن بی‌هم‌تا و زیبا و شکوه‌مند ایرانیان، این نوشته‌ی پربار را در ویکی پدیا / مهرگان بخوانید. چه چیزها که نمی‌دانیم ما!!!

+ نوشته شده توسط غلام رضای صفّار در پنجشنبه 16 مهر1388 و ساعت 13:12 |