تبليغاتX
ناگهان‌های بی‌سببی

 بزر گ داشت حافظ، پاس داشت فرهنگ کهن ایران است.

درود.

این وبلاگ نویسی هم عجب درد سرهایی دارد! روزی که شروع به این کار کردم، با خودم پیمان بستم که دیگر اگر خیلی خیلی دیر شد, بیش تر از یک ماه نشود که وبلاگم را به روز کنم؛ امّا زهی خیال باطل! کار و گرفتاری های درسی و پژوهشی و کلاس داری از یک طرف؛ و مشکلات زندگی از طرف دیگر نگذاشت که نگذاشت. وسواس و حسّاسیّت هایم به کنار!

اوّل می خواستم به مناسبت روز بزرگ داشت شعر و ادب فارسی (نه روز شهریار!)، مطلبی بنویسم ولي نشد به شما گراميان، حتّی تبریکی بگویم! البتّه در آن روز، بی کار نبودم و از مّدت ها پیش برنامه ریزی کرده بودم تا نخستین «نشست تخصّصی نقد» را برگزار کنم. این نشست به نقد دیوان «قُلزم»؛ شاعر کهن سرای معاصر، اهل روستای وَرْدَنْجان (از توابع شهرکرد) و دفن شده در روستای نافْچ (از توابع شهرکرد) که به ویرایش «اصغر شه بازی» چاپ شده بود؛ اختصاص داشت. آقایان «حمید ربیعی و احمد رحیم خانی» هم زحمت نقد کتاب را کشیدند. این نشست های نقد، اگر هزار و یک مشکل پیش نیاید، قرار است فصلی یک بار، به اهتمام واحد ادبیّات حوزه ی هنری (که مدیریّت آن بر گردن خود من است) برگزار شود و به نقد آثار ادبی چاپ شده در استان چهارمحال و بختیاری بپردازد.

امّا این که گفتم: «روز بزرگ داشت شعر و ادب فارسی، نه روز شهریار»، به این سبب است که من با نام گذاری این روز بزرگ به مناسبت مرگ شهریار و به هر حال مترادف آوردن این روز - که نماینده ی فرهنگ و ادب سرزمین ماست - با نام شهریار، بسیار مخالفم؛ چرا که با وجود خورشیدهای بسیار درخشانی همانند: فردوسی بزرگ، حافظ شیرازی، مولانای بلخی ِ رومی شده ی ترک شده!، نظامی گنجوی، سعدی شیرازی و حتّی صائب تبریزی، بی انصافی است که روز بزرگ داشت ادب فارسی را به نام یا مترادف نام شهریار بیاوریم و این حرف به این معنا نیست که شهریار شاعر خوب یا حتّی بزرگی نیست! می خواستم بگویم او در برابر این خورشیدها، ستاره است؛ امّا نمی گویم و می گذرم.

به هر روي،  نشد در این روز اصطلاحاً وبلاگم را به روز کنم! گفتم: مشكلي نيست كه آسان نشود! روز مولانا که نزدیک است؛ به آن مناسبت فرخنده، به روزش می کنم! می بینید که باز هم نشد. دیگر قول دادم روز حافظ را از دست ندهم و حالا که شما دارید این نوشته ها را می خوانید؛ یعنی این که انگار دارم به عهدم وفا می کنم. البّه برای این روز هم، برنامه ریزی کرده بودیم و قرار بود شنبه 20 مهرماه به مناسبت بزرگ داشت حافظ، سخن رانی و اجرای موسیقی و شعرخوانی داشته باشیم که کف گیر ِ مالی ِ حوزه ی محترم هنری؛ در آخرین لحظات به ته ِ دیگ خورد و آسمان، نوبت به واحد ادبیّات که رسید؛ تپید! چه می شود کرد؟ اهل ادب این مرز و بوم پرگهر، به این رخ دادهاي ناخوش آيند عادت دارند!

باز هم به هر روي، براي به روز كردن وبلاگ، اوّل می خواستم به مناسبت روز بزرگ داشت حافظ، شرح یکی از غزل های او را که در خانه ی هنرمندان، در طیّ برگزاری نشست های حافظ خوانی، شرح کرده بودم، تقدیم کنم؛ امّا به تر دیدم که نمونه ای از یکی دیگر از کارهایم را که دارم بر پایه ی شعر حافظ انجام می دهم و تا آن جا که می دانم نوآورانه است، تقدیم کنم و نظر علاقه مندان را جویا شوم؛ باشد که اگر بی راهه می روم، گوش زد فرمایند.

واقعیّت این است که دارم پژوهشی انجام می دهم که نام آن را گذاشته ام: «كيمياى سعادت حافظ چيست؟» اين پژوهش بيش از 1200 مدخل‏گونه  دارد و هر مدخل، يك بيت يا چند بيت موقوف‏المعانى از يك غزلِ حافظ است كه متضمّن پند و اندرز و نكته‏هاى اخلاقى و تربيتى و فرهنگى هستند. در واقع مى‏توان گفت: تمامى ابيات حافظ كه از نظر من، متضمّن يكى از نكات تربيتى - اخلاقى - فرهنگى هستند، استخراج شده و براى هر بيت يا چندبيت، تحت يك عنوان كه از خود بيت يا ابيات برگرفته شده، در يك صفحه، شرح و تفسير نوشته مى‏شود و حاصل نهايى پژوهش بيش از 1200 صفحه خواهد بود. بيش از دویست صفحه اين پژوهش انجام شده است و امیدوارم بتوانم آن را به پایان ببرم. يكي از مهم ترين كاركردهاي شعر، در نزد پيشينيان ما، علاوه بر ايجاد لذّت هاي معنوي و روحي، معرفت آموزي و تربيت و بازپروري آدميان است – چيزي كه در شعر امروز اگر نگوييم به كل، ولي تا اندازه ي بسياري ناديده گرفته شده و برخي اصولا از بيخ و بن با آن مخالف اند - . اين ويژگي در شعر حافظ بسيار به چشم مي آيد و ابيات بسيار زيباي شاعرانه ي اخلاقي – تربيتي – فرهنگي در شعر او به چشم مي آيد كه يا به ما مطالبي را كه مي دانيم يا فكر مي كنيم مي دانيم؛ يادآوري مي كند و يا اين كه: نكته اي را مي آموزد و گوش زد مي كند. يعني در اوج شعر غِنايي، بسيار استادانه و موافق با سرشت انسان، شعر تعليمي سروده است.

ديباچه، دراز شد و شايد خسته كننده – اصلاً نمي دانم كسي حوصله مي كند اين حرف ها را بخواند؟! – به هر روي، چند نمونه از اين ابيات حافظ را با تفسير من از آن ها بخوانید و حتماً راه نمایی کنید. ختم كلام اين كه: نشست هاي حافظ خواني و شاه نامه خواني؛ بيش از چهار سال است كه چهارشنبه ها ساعت 4 تا 6 عصر، در خانه ي هنرمندان شهركرد برپاست. بفرماييد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضای صفّار در پنجشنبه 18 مهر1387 و ساعت 11:53 |